صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
574
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) دعوتهاى اسلامى و اثرات آن پيش از آن كه به بيان روزهاى پايانى زندگانى با بركت پيامبر شروع كنيم و آن را با دقت و چشم دل بنگريم ؛ لازم است اجمالا به كارنامهء پرارزش و ثمراتش نگاهى بيندازيم ؛ كه خداوند - بدان سبب - او را از ساير فرستادگانش متمايز گردانيد و تاج كرامت و سرورى اول و آخر را بر فرق سرش نهاد . خداوند چنين فرمان داد : « يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا . . . يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . قُمْ فَأَنْذِرْ . . . » پيامبر به پا خاست و بيشتر از بيست سال ، قامت پايدارى را استوار گردانيد و بار گران بهاى امانت و رسالت كبرى را در اين كرهء خاكى بر دوش گرفت و مسئوليّت پرارج همهء بشريت ، دين و آيين و مسئوليت بىمانند جهاد و مبارزه را در ميدانهاى متعدد و گوناگون نبرد پذيرفت . ( 2 ) آن بزرگ پيامآور الهى تك و تنها وظيفهء خطير جهاد و مبارزه را در ميدانهاى بىكران وجدان انسانى كه از ديرباز در خرافات و اوهام جاهلى غرق و پايبند جاذبههاى زمينى و اثرات آن گشته و محاصرهء شهوتپرستى شده بودند ، عهدهدار شد و وقتى روح و روان ياران پيشتازش را از آلودگيها صاف و پاكيزه و مهيّا نمود و از آن مرحله فراغت يافت و آنان را از دايرهء تنگ جاهلى بيرون آورد و از خواب غفلت زندگى مادى بيدارشان كرد ؛ به پيكار نوى در ميدانهاى زنجير وار شروع نمود : نبرد با دشمن دين خدا كه دعوت نو شكفتهء تازه به ميدان آمدهء مؤمنان را تحت فشار و محاصره گرفته و به شدت در صدد آن بودند ، اين نونهالان تازه به بار رسيده را از بيخ و بن بر كنند ، تا بخشكد و ريشه و شاخ و برگ نياورد و جهان هستى را در بر نگيرد و گسترش نيابد . تا اين مسلمانان از نبردهاى داخلى در پهنهء خاك جزيرهء عرب رهايى